شاید بتوان ادعا نمود که همزمان با تشکیل اولین جوامع بشری،مالیات نیز پا بعرصه ظهور گذاشته است.تمایل

 برهائی از خطرات ناشی از حمله ی حیوانات درنده و حوادث طبیعی و امکان تامین معاش بهتر بشر را از

زندگی فردی بسوی زندگی اجتماعی کشانید.در این زندگی جدید برای تامین وسائل و برآوردن حوائج افراد

اجتماع گزیری نبود جز اینکه پاره ای از خدمات به صورت جمعی انجام یابد و بدین منظور همکاری تمام یا

لااقل عده ای از افراد جامعه مورد درخواست قرار گیرد.همکاری افراد در انجام خدمات همگانی با قرار گرفتن

 نیروی بدنی آنها باختیار اجتماع آغاز شد.این نوع همکاری را که اصطلاحا (بیگار) یا بیگاری خوانده میشود

میتوان نوعی مالیات غیر نقدی دانست.با تکامل اجتماع و فزونی نیازهای همگانی اخذ مالیات نقدی و جنسی

متداول گشت.بهم پیوستن چند جمع کوچک واحدهای بزرگتر را بوجود آورد و غلبه بعضی از این جوامع که

 نیرومندتر بود به بعضی دیگر رسم باج ستانی را رایج ساخت.(1)

بیشتر اطلاعات موجود درباره ی تاریخ دوران هخامنشیان از منابع یونانی بویژه تاریخ هرودوت سرچشمه می

  گیرد . در شاهنشاهی هخامنشی برای استانها حکامی از طرف شاهنشاه تعیین شد که در واقع جانشین روسای

 قبایل گردید و شاهنشاه به صورت رئیس عالی کشور تجلی نمود . حکام استانها را شهربان یا ساتراپ می گفتند

 و این افراد رئیس دستگاه اداری حوزه ی ماموریت خود بودند . شهربان به جمع خراج و نظارت در کار

 مامورین محلی و عشایر و شهرهای تابع خویش می پرداخت . اداره ی امور مختلف کشور با دبیران و

 مستوفیان و وزرائی بود که به گوش و چشم شاه معروف بودند و از میان جوانان تربیت شده انتخاب می شدند.

(2)

در این دوره مالیات ها که بر مبنای زریک یا دریک ( سکه طلای آنزمان ) اخذ می شد به ترتیب صحیحی

معین شده بود.مالیاتها در دفاتری به نام « قانون » ثبت می شد.وضع مالیات با تصویب قضات به عمل

 میامد.مردم حق داشتند به مالیات تعیین شده اعتراض کنند و همچنین دادرسان موظف بودند به شکایات آنان

رسیدگی نمایند.به موجب گزارشی که در دست است مالیاتی که برای گندم و جو و خردل وضع شده بود به[1]

 

 

 

تصویب هیئات قضات رسیده بود.یک سند بابلی منسوب به سال 486 ق.م. حکایت می کند که وقتی مالیات تازه

 ای در بابل وضع شد مشولین مالیات از ماموران وصول دلیل مطالبه آنرا پرسیدند مامورین در پاسخ گفتند :

چنین مقرر شده است و در حضور دادرسان دردفتر به ثبت رسیده است.(1)

شاهنشاهان هخامنشی نظری خاص به آبادی و عمران ممالک تابعه داشتند تا در وصول مالیاتها وقفه و اختلالی

 رخ ندهد . در زمان کورش و کامبوزیا قاعده ی ثابتی درباره مالیات وجود نداشت .حکام در این باره مطلق     

 بودند و مالیاتی را که بنا بر احتیاج زمان تعیین می شد بایستی بهر نحوی باشد بپردازند . اینان آنچه می

توانستند برای خود میاندوختند و گاه تنها به ارسال پیشکشهائی برای پادشاه اکتفا میکردند . کورش وقتی موفق

شد اقوام مختلف آریائی را تا سر حدات پامیر گرد خود جمع آورد برای اداره ی امپراطوری جدید باج 

مختصری بر آنها تحمیل نمود و برای هر یک از استانها شهربانی تعیین کرد و خطاب به آنها چنین گفت :

دوستان ، ما پادگان و کوتوال ها در شهرها ئیکه مطیع شده اند گذاشته ایم ولی لازمست حکامی نیز باستانها

بفرستیم تا امور اهالی را اداره کنند، مالیاتها را وصول نمایند و حقوق پادگان را برسانند .(2)

برای مشاغل دیگر نیز متصدیانی برگزید از قبیل تحصیلداران مالیات ، متصدیان خرج ، بازرس کارهای

عمومی ، خزانه داران ، و ناظرین آذوقه .گذشته از مالیات ، کورش به شهربانها دستور داد بهترین و زیباترین

چیزهائیرا که در حوزه ماموریت خود مییابند برای شاه بفرستند تا شاه بی آنکه از خانه خود خارج شود از

مزایای هر خطه بهره برد . در زمان کورش حیات اقتصادی کشور پارس به درجه ای از رونق

و اعتبار رسید که برای اداره ی سازمان امپراطوری و کمک به تعمیر معابد احتیاجی به اخذ مالیات در پارس

پیدا نشد و اهالی این سرزمین در زمان او مالیاتی نمی پرداختند .

داریوش بزرگ پس از آنکه زمام امور را به دست گرفت و قدرت شاهنشاهی را از نو تجدید نمود تشکیلات

کشور را نیز از سر بنیان گذاشت . در راس این تشکیلات شاه و دربارش قرار داشت . خطه ی پهناور[2]

 

 

امپرطوری به بیست حاکم نشین یا استان تقسیم شد و برای هر استان خراج  نقدی ( سکه های طلا و نقره ) و

مالیات جنسی ( غلام - کنیز- کشتی - شتر- قاطر- اسب – غلات ) معین گشت . به دستور داریوش ممیزی

جامعی از زمینهای مزروعی و منابع کشاورزی سراسر کشور بعمل آمد و در دنبال این ممیزی مالیات زمینهای

مزروعی ، بستانها ، دام و معادن تعیین شد . این اقدام را باید نخستین ممیزی املاک در جهان دانست . علاوه

بر مالیاتهای ارضی بر تولیدات صنعتی هم مالیات وضع شد . در اسکله و بنادر و میدانهای فروش نیز از

 بازرگانان مالیاتهائی وصول می شد .(1)

در نظام جدید که در سال چهارم سلطنت داریوش پایه گذاری شد نه تنها مقدار مالیات از فلزات قیمتی ، اجناس

و مصنوعات حساب شده بود بلکه مخارج استانها از لحاظ هزینه های اداری و هزینه های لشگری نیز دقیقا

معلوم گشته بود . سرزمین پارس همچنان در زمان کورش از پرداخت مالیات معاف بود واز این حیث در میان

استانهای دیگر موقعیتی استثنائی داشت . در راس هر استان شهربان یا ساتراپ که با وخشتر پاون نیز میگفتند

قرار داشت . حفظ امنیت و وصول مالیاتها از وظائف شهربان بود . در پاره ای نقاط اداره امور بخود امرای

محلی واگذار میشد و این امرا از جهت حفظ  وحدت شاهنشاهی ملزم بودند دستورهای شهربان را در مورد

امنیت عمومی و مالیاتها و سایر اموریکه با سیاست کلی کشور ارتباط داشت مراعات و اجرا نمایند .

در ایجاد این قدرت تزلزل ناپذیر مرکزی که همه رشته های امور استانها را در دست داشت داریوش از

 تشکیلات دولت آشور الهام گرفت و در برقراری نظم اقتصادی و تنظیم امور مالیه ، تشکیلات کشور مصر

 مورد توجه او واقع شد .(2)

بی مناسبت نیست یاد آور شد که تقسیم بندی خطه امپراطوری ، برقراری نظام مالیات و اصلاحات دیگری نظیر

آن موجب شده است که مردم پارس داریوش را حسابگر بدانند و با توجه به خصوصیات اخلاقی او و شاهان

بزرگ پیش از وی بهر یک عنوانی بدهند یعنی کورش را پدر ، کمبوجیه یا کامبوزیا را مستبد و داریوش را[3]

 

 

کاسب بنامند . چون اولی با همه با رافت و مهربانی رفتار میکرد و از هر نوع خدمتگزاری به مردم فروگذار

  نمی نمود . دومی خشن ، خودرای و بیقید بود و سومی در همه مورد چانه میزد و حساب ها را بدقت وارسی

مینمود (1)

پلوتارک نوشته است : پس از آنکه داریوش مقدار مالیاتهای نقدی و جنسی را معین کرد در صدد تحقیق بر آمد

که ببیند پرداخت آن برای مردم امکان دارد یا تحمیل بر آنها خواهد بود .چون پاسخ شنید که همه مردم

میتوانند مالیاتهای موضوعه را بپردازند و از این حیث فشاری بر افراد وارد نمیشود آنگاه باز دستور داد

مالیاتهای تعیین شده را به نصف تقلیل دادند و در این باره گفت : چون شهربانها نیز خواه نا خواه برای تامین

هزینه های خود تحمیلاتی به مردم وارد خواهند آورد باید بار مالیات را سبک تر کرد تا شانه ی احاد رعیت

زیر فشار پرداخت آن خم نشود .(2)

انواع مالیات – مالیاتیکه از ایالات اخذ می شد بعضی نقدی و پاره ای جنسی بود . مالیاتهای نقدی با فلزات

گرانبها پرداخت و در سال به 14560 تالان نقره بالغ می شد . کمترین میزان پرداخت مربوط به سرزمین

 کنونی بلوچستان بود که در آن زمان هم کم حاصل و فقیر بود و مالیات آن به 170 تالان نقره تخمین می شد .

مالیات بابل هزار تالان و مالیات مصر هفتصد تالان طلا بود . میزان مالیات جنسی که آنرا خراک مینامیدند

وعبارت بود از سهمی از محصول ملک نیز گزاف بود چنانکه بابل ثلث خوراک تمام قشون و دربارشاه را

تامین میکرد و مصر معادل خوراک یک قشون 120 هزار نفری غله تسلیم می داشت . مادیها اسب و قاطر و

 گوسفند ، ارمنی ها کره و بابلی ها خواجه تقدیم می کردند .(3)

غیر از مالیات نقدی و جنسی هر استان مکلف بود کالای مورد نیاز شاه را نیز تهیه و تسلیم نماید . سترابون

 راجع به مالیاتها اطلاعاتی میدهد که در نوشته های هرودوت نیست . او گوید : کاپادوکیه غیر از مالیات نقدی[4]

 

 

همه ساله 1500 اسب ، 2000 قاطر ،50000 راس حشم میداد و ماد دو مقابل این مالیات جنسی را میپرداخت .

 چنانکه از نوشته های هرودوت برمیاید مالیاتهای نقدی و جنسی تماما بخزانه دولت وارد نمیشد بلکه مخارج

سپاه محلی یا ساخلوها را قبلا از محل مالیاتهای وصولی برداشت کرده و سپس بقیه را به خزانه ارسال میداشت

 .(1)

به عقیده ویل دورانت با اینکه بار مالیات بر دوش مردم بسیار سنگین بود ، حسن تدبیر اداره کنندگان و نظم و

امنیتی که در سراسر شاهنشاهی سایه افکنده بود از تلخی بار مالیات می کاست و این دستگاه شایسته ترین

سازمان در حکومت امپراطوری است که خاور میانه پیش از پیدایش امپراطوری روم شاهد آن بوده است .

مبنای تحصیل مالیات هر ایالت در زمان هخامنشیان در درجه اول اطاعت بود و هر ملتی که مطیع تر بود و

قوای خود را در مواقع لزوم بدون تامل در اختیار حکومت مرکزی قرار می داد از معافیت مالیات بیشتری بر

 خوردار می گردید به طوریکه نمایندگان قوم پارس با وجود املاک مزروعی بسیار از پرداخت مالیات معاف

بودند ولی در عوض مالیات خون می پرداختند . همچنین مالیات ایالات پنجم تنها 350 تالان بود . در حالیکه

سرزمین ثروتمند فنیقیه که جزء این ایالات محسوب می شد بایستی رقم زیادتری می پرداخت و علت آن بود که

آنها با رغبت و میل مالیات خود را می پرداختند و در موقع لزوم قوای بحری خود را در اختیار دولت ایران

قرار می دادند . از عوامل دیگر که در تعیین میزان مالیات هر ایالت موثر بود زیادی جمعیت و ثروت ممالک

بود چنانکه ممالک عربی مانند آسیای صغیر- بابل – مصر و غیره خیلی بیشتر از ممالک شرقی ( باستثنای

هندوستان ) مالیات می دادند . همچنین ملل فقیری نظیر مردم حبشه از پرداخت مالیات معاف بودند . و بالاخره

اهمیت نژاد از نظر طبقه بندی و نزدیکی به حکومت مرکزی و تقدم در تاسیس حکومت نیز از نظر دور نماند

و دارندگان این خصوصیات از مزایای بیشتری برخوردار می شدند .(2)

یکی از مهمترین اقدامات داریوش ، تاسیس اداره ی مالیات با تشکیلات وسیع و قوانین جدید سراسری بود ،

زیرا ایالات می بایست از سویی نیازهای مالی خود را بر آورده سازند و از سوی دیگر ، مالیاتی را به مرکز[5]

 

 

 گسیل دارند که جوابگوی مخارج سپاه ، اداره ها ، دربار ، بنای کاخهای عظیم و با شکوه و غیر باشد . بدین

ترتیب ، برای ممالک تابعه و ایالات به طور عادلانه و بر اساس موقعیت منطقه ی ، مالیاتهای جنسی و نقدی

وضع کرده که به صورت شمشهای طلا و نقره و پارچه های زربفت و اشیاء و ظروف گرانبها ، سنگهای قیمتی

، ابزار فلزی و غلات و محصولات دیگر و حتی چهارپایان به خزانه ی حکومتی و خزانه ی دربار واریز می

شد .(1)

یکی از مهمترین شغلهایی که داریوش ایجاد کرد ، مامور عالی رتبه ی اخذ مالیاتها بود .(2)

ساتراپها می بایست تحت نظر وی مالیاتها را به مرکز گسیل دارند . ماموران مالیاتی خزانه ی دربار با خزانه

ی حکومتی تفاوت داشتند و هر یک برای گرد آوری مالیاتهای خزانه ی خود ، وظیفه ی مقرر کردن میزان

عوارض گوناگون را بر عهده می گرفت و کارگزاران زیر دست آنان ،   تعدادی مامور محاسبه و تعداد دیگری

مامور گرد آوری مالیاتها بودند . دسته ای منشی و کاتب نیز به کار در دفاتر اشتغال داشتند که در دفاتر مرتب

و منظمی موارد گوناگون را ثبت و ضبط می کردند . همه ی مالیاتها تحت نظر مامور عالی رتبه گرد آوری و

 به انبارهای مخصوص فرستاده می شد . این مالیاتها چنانکه گفتیم نقدی و جنسی بود و انواع گوناگون داشت

،مانند مالیاتهای کشاورزی بخصوص گندم ، صنایع ، بنادر، عوارض گمرکی که در زبان پارسی باستان

اصطلاحا « باژ » یا « باج » گفته می شد .(3)

همچنین هدایا و پیشکشهایی که طبق سنت در مراسم و اعیاد گوناگون به خزانه ی دربار فرستاده می شد . برای

مثال حبشه عاج فیل و چوب آبنوس ، از عربستان کندر ، از هند سگهای شکاری ، از کیلیکیه اسبهای سفید ، از

مادو کاپا دوکیه اسب و قاطر ، از گرجستان ( کلخید ) دختران و پسران زیبا و سالم و از بابل غلامان اخته

فرستاده می شدند . درباره ی مقدار عواید نقدی که با وصول مالیاتها به خزانه می رسید و نحوه ی به کارگیری[6]

 

 

 

و خرج کردن آنها قواعد دقیق و منظمی وجود داشت که تخطی از آن جرم بسیار سنگین محسوب می شد و

همان است که در عدالت خاص داریوش می بینیم .(1)

به قول اومستد : « از شهرستانها نهری از سیم پیوسته به مرکز روان بود .»(2)

و گذشته از سیم ، زر نیز این چنین بود ، که حساب آن به پول امروز رقمی نجومی می شود . رسم بود که این

زر و سیم را می گداختند و از آن شمشهایی تهیه می کردند و در انبارها می گذاشتند و مقداری از آنها را سکه

می زدند . برای مثال ، مصالح و مواد برای کاخی که داریوش در شوش بنا نهاد چنین بود : الواح کاج ( سدر )

از لبنان ، نوعی چوب دیگر از کرمان ، سنگ لاجورد و عقیق از سغد ، سنگ فیروزه از خوارزم ، چوب

آبنوس از مصر ، زیورهای درو دیوارهای کاخ از یونان ، عاج از حبشه و رخج و سنگ از خوزستان .(3)

گاه اتفاق می افتاد که پرداخت این باجها و مالیاتها برای مردم ایالات و شهرها به علل گوناگون و بلایای طبیعی

یا جنگها غیر ممکن می شد ، آنگاه نارضایتیها ، بهانه ای برای شورش می شد . خاندان شاهی و اشراف ، زن

و مرد ، از زیو وآلات و جواهرات استفاده ی بسیاری می کردند که بهترین آنها از نقاط گوناگون برای شاهان و

 شاهزادگان فرستاده می شد .(4)

در این دوره فلزات مانند طلا و نقره ، مس ، آهن ، قلع به کار گرفته می شد که هر ایالت برای فلزی خاص

شهرت داشت .(5)

دایوش سوم : « خراجگذاری افراطی » و شورش – مقدار بی سابقه خراج ها و مالیات ها در سرتاسر

امپراطوری جنبشی اعتراض آمیز بر انگیخت و از این طریق پیروزی اسکندر را آسان ساخت . مسئله اساسی[7]

 

 

 

 

این است که ، در خصوص مقدار خراج ها و مالیات ها و عوارض گوناگونی که می بایستی به شاه بزرگ

پرداخت شود ، هر گونه برآورد از جهت ظرفیت های تولیدی سرزمین ها و کشورهای تابعه بسیار دشوار است

و بنابرین نمی توان ناتوانی و فرسایش غیر قابل تحمل اقوام و مردمان امپراطوری را حاصل و نتیجه ی آن به

شمار آورد . به همین جهت ، گاه ( به تبعیت از پلوتارک در کتاب اخلاقیات 172 ج و پولی ین ک هفتم ، 302

) تاکید می شود که خراج داریوش نسبتا متعادل بوده است و گاه خاطر نشان می کنند که این خراج غیر قابل

تحمل بود ( یا شد ) ، بدون آنکه هیچ نوع برآورد عددی و رقمی برای اثبات مدعا ارائه شود : علت اصلی بدون

شک این است که اسنادی در اختیار نیست تا بر اساس آنها بتوان این قبیل محاسبات را انجام داد .حتی اگر

درباره مجموعه خراج بتوان پیشنهادهای رقمی مطرح کرد ، باز هم باید بر آن عوارض و مالیاتی را که در

 متون قدیمی قید شده است افزود که برای آن رقمی داده نشده است به استثنای یک مورد که در کتاب نحمیا

(15.6) ذکر شده است . علاوه بر سنگینی  خراج ها ، عوارض و ضبط های ساتراپی نیز به برداشت های قبلی

( چه در مورد اراضی معبدها و محراب ها و چه اراضی شهری ) افزوده می شد . مثلا می توان فرض کرد که

در شهر دولت های یونانی مالیات مضاعف ( شهری و پادشاهی ) موجب کشمکش و بر خورد میان حکومت

های محلی و سازمان اداری و دولتی امپراطوری شده است که روند این برخورد را می توان با فراگرد مشابهی

مقایسه کرد که دردوران هلینسی اتفاق افتاد ،که در طی آن شهرها از شاه یا نمایندگان او استدعا می کردند تا

اجاز دهد مالیات هایی را که به وسیله « ارسطوی – مستعار » در زمره برداشت های ساتراپی محاسبه شده

است ، مطابق میل و مصلحت خود به مصرف برسانند .

زیرا به عنوان مثال می دانیم که وقتی یک شهر، فرد خاصی را از مالیات معاف می کرد به شخص ذینفع تفهیم

می شد که این معافیت شامل مالیات های پادشاهی نمی شود . بنابر این در همه حال بخشی از تولید و ثروت به

خزانه ی شاهی واریز می شد که طبعا نتیجه ی آن نمی توانست جز جنبه ای منفی به خصوص برای تولید

کنندگان مستقیم داشته باشد که در صف اول آنان دهقانان جای داشتند ، زیرا اولین بخش ثروت چنانکه ارسطوی

مستعار در موارد متعدد بر آن تاکید دارد ، از زمین حاصل می شد .

مثال جالب توجه دیگر سرزمین یهودیه در عصر نحمیا ( ی نبی ) است ، کشاورزان خرده پا شکایت دارند که

« باید روی مزارع و تاکستان های خود پول قرض کنند و خراج شاه را بپردازند » ( نحمیا ،405) لیکن قبل از

این مبحث مضمون نوشته آشکار می کند که گرفتاری های روستائیان منحصرا ناشی از خراج های شاهانه

نیست ، بلکه مبارزات طبقاتی درونی و برداشت های معبد نیز به همان درجه در فقر و تهیدستی دهقانان تقصیر

دارند ، به همین ترتیب ، در شهردولت های یونانی نیز ، مقامات دولتی از مردم عوارض شهری می گرفتند و

 به خصوص همین تراکم و تجمع مالیات های گوناگون است که می تواند علل رویدادهای یهودیه ، یا شهرهای

یونانی را توضیح دهد .

چنانکه در بابل نیز مجموعه ی مالیات های دولت و سودهای انباشته شده موراشوها ( یا اداره کنندگان دیگر

اراضی زراعی ) است که مردم را زیر فشار گذاشته است . اما تمام ساکنان یک مجموعه به یک نسبت از این

وضعیت در رنج نیستند : به این دلیل که برداشت خراج تنها به سود شاه و وفادران به او نیست ( هر چند که

آنها هم از جهت سیاسی و هم در زمینه اقتصادی استفاده کنندگان اصلی به شمار می روند ) ، زیرا تحلیل و

بررسی یکی از شبکه های جریان کالای حاصل از برداشت ( جنسی ) فروش گندم شاهانه معلوم می کند که

شهرهای یونانی نیز در جریان این مبادله نفعی نصیب خود کرده اند « مطابق نوشته آنتی گون ، این گندم ،

ارزان تر از گندم اژه ای موجود در بازار بوده است » و طبیعی است که در انجام این نوع مبادلات خود شهر و

 طبقه ثروتمند شهری که در کار داد و ستد دست داشتند ، از حاصل معا مله  بهره مند می شدند ، چنانکه در

بابل نیز موراشی ها بخشی از ثروت خود را از طریق تبدیل به پول کردن مالیات و عوارضی که به صورت

جنسی وصول شده بود ، به دست آورده بودند و دادوستد آنها پارسیانی را که صاحب زمین بودند ثروتمند می

کرد ، به گفته ی دیگر ، نظام خراجگذاری فقط عامل و علت اصلی کشمکش و اختلاف میان قدرت مسلط و

مردمان زیر دست و تابع نیست ، بلکع طبقه دوم جامعه ( که چنانکه در مورد بابل ملاحظه کردیم ) که تنها از

جریان پول و کالا امتیازی به دست نمی آورد ، بلکه از آن رنج می برد همان پدیده ای که یدون شک موجب

تعبیر هرودوت پیرامون تهیدستی قشر معمولی جامعه بابل شده است ، در برابر آن قشر سرآمدان از جریان کالا

و نظام مالیاتی شاهی سود می برند و احتمالا یکی از دلایل حفظ سلسله ای محلی یا به طور کلی تر ، رژیم های

مشتری و خریدار کالا نیز همین است . به این معنا که در این مجموعه ها ، قدرت پارس در زیر پرده ی

معاریف محلی که در محل مامور وصول عوارض و خراج اند مخفی است ، به ترتیبی که نارضایی های

احتمالی دهقانان خرده پا در درجه اول متوجه همان معاریف می شود ( که این مطلب در یهودیه نحمیا کاملا

آشکار است ) به یک صورت می توان گفت که استراتژی شاه در برابر معابد و معاریف و بزرگان جامعه های

ولایات در ترکیب سیاسی – ایدئولوژی یک طرح وسیع تر امپراتوری آن به تمرکز سیاسی و چند مرکزی

اجتماعی و فرهنگی وابسته است ، وارد نمی شود .

 مسلم این است که ما اسنادی در دست نداریم که به موجب آن بتوانیم شورش هایی را که در ولایات امپراتوری

روی داده اند فقط به مسائل خراج گذاری منسوب کنیم . شاید عصیان های بزرگ سال522 به این ترتیب اتفاق

افتاده باشند ( ژوستن ک یکم ،207 ) و بردیا نیز به همین دلیل اقوام تابع خود را برای مدت سه سال از

پرداخت خراج و هزینه های نظامی معاف کرده بود ، و همچنین می توان ملاحظه کرد که شورش ایونی ( یونیه

) نیز تا حدی مربوط به موضوع پرداخت خراج بوده است که اگر به تدابیری که ارت فرنس اندیشیده است توجه

کنیم دیده می شود که سازمان اداری دولت از رویدادها عبرت گرفته و در عین نگهداری مجموعه دریافت در

 حد سابق ، تقسیم بندی خراج را تغییر داده و اصلاح کرده است ، که این مطلب ثابت که سازمان دولتی

داریوش نیز مانند دولت بردیا خود را با ضرورت های زمان تطبیق داده است .لیکن تنها اشاره واضح در این

جهت از منشات دیودور بر می آید که شورش مصر را در زمان ایناروس با این بیان توضیح می دهد که :

 مصریان تمام نیروی خود را گرد آوردند وپارسیان مامور گردآوری خراج را از مصر بیرون کردند . دلیل

مهمی در دست نیست که این روایت را رد کنیم ،حتی اگر آنچه مورد بحث قرار گرفته در مسیر مشکوکی پیش

می رود که قصد دارد پارسیان را «ارباب های متفرعن و طماع» معرفی کند .( کنت – کورث ک چهارم

،107 ،رک.دیوورک هفدهم ،1049 ک هفتم ،107 ) لیکن آیا در متن دیودرو ، این اطمینان وجود دارد که

تمامی ماموران گرد آوری خراج « پارسیان » بوده اند ؟ اسناد موجود بیشتر حکایت از آن دارند که در سطح

محلی خود مصریان مامور گرد آوری خراج بوده اند (رک . اری ین ک سوم ،405 ، ارسطوی مستعار

اکونومیک ، ک دوم ،33 الف ) در متن دیودرو خراج برادران در درجه اول مظهر قدرت پارس اند بدون آنکه

منشا قومی آنها مد نظر باشد . در یک مورد دیگر ( صیدون )دیودرو می نویسد که شورشیان اول به پردیس

های ساتراپی هجوم کردند ( ک شانزدهم ،5.41 ) حتی اگر در این خصوص ، هدف عصیان گران ویران کردن

و به غارت بردن علوفه های انبار شده پارسیان باشد ، اما برد نمادین این حرکت از یک حمله ساده در می گذرد

، واین موضوع را دیودرو به وضوح نشان می دهد : « نخستین عمل خصمانه آنان بریدن درختان پردیس

شاهانه بود که پادشاهان پارس عادت داشتند زمان استراحت خود را در آنجا بگذرانند » : پلوتارک این عمل را

به منزله ی یک اعلان جنگ سهل و ساده می نگرد ( اردشیر ، ف 25 ،1-2 ) و احتمالا همین علل موجب

تشویق روسای شورش مصر شده بود تا پارسیان مامور جمع آوری خراج را به قتل برسانند .(1)[8]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



(1)بیست و پنج سده مالیات-نوشته عنایت الله شاپوریان.ص1

(2) بیست و پنج سده مالیات-نوشته عنایت الله شاپوریان.ص13و14

(1)ایران از نظر خاورشناسان-نوشته برستد-ترجمه دکتر رضازاده شفق.ص141

(2)تاریخ ایران باستان-حسن پیرنیا.جلد اول.ص459

(1)بیست و پنج سده مالیات-نوشته عنایت الله شاپوریان.ص15و16

(2)داریوش یکم پادشاه پارسها-نوشتهJulius Jung   ترجمه دکتر داود منشی زاده.ص94-89

(1)تاریخ هردوت-ترجمه دکتر هادی هدایتی جلد سوم.ص186

(2)تاریخ ایران باستان.جلددوم.ص1477و1476

(3)کتاب تاریخ ایران-سرپرسی سایکس-ترجمه فخر داعی-جلداول .ص213و214

(1)بیست وپنج سده مالیات – نوشته عنایت الله شاپوریان.ص18

(2) بیست وپنج سده مالیات – نوشته عنایت الله شاپوریان.ص23و24

(1)تاریخ سکه از قدیمیترین ازمنه تا دوره ساسانی،جلد1و2.ص62و63

(2)ایران از آغاز تااسلام،رومن گیرشمن.ص133و134

(3)بررسی وضع اقتصادی عصر داریوش کبیر بر اساس الواح قلعه تخت جمشید.ص64-62

(1)تاریخ مردم ایران جلد(1)،عبدالحسین زرین کوب.ص218و219

(2)تاریخ شاهنشاهی هخامنشی،ص405

(3)فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی...ص93،بند12-9

(4)آناباسیس،کتاب یکم،بند20و29

(5)تاریخ ایران باستان(2)،دکتر شیرین بیانی،ص195

(1)تاریخ امپراتوری هخامنشیان (از کورش تا اسکندر)،نوشته پرفسور پی بریان،ترجمه دکتر مهدی سمسار.ص1682-1676